هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
336
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
اسلام و مسلمانان ، زشتترين چهرهها و نقشهايى را كه آنان تحت عنوان امير المؤمنين ايفا مىكردند ، ايفا مىكنند . بدون ترديد راه و رسم چنان حكامى و تاريخ سراپا زشت و سرشار از نكبت آنها ، تصوير زشتى از اسلام در ذهن آنهايى كه جز از طريق سران و زمامداران و حكام و وابستگان به آنها آن را نمىشناسند ، بجاى مىگذارد و اين گونه عرضهكردنى و نماياندنى خود سلاح ويرانساز و ريشه كنى بود كه به دست دشمنان اسلام از جمله خاورشناسان ، ميسيونهاى ( مسيحى ) و ديگرانى كه عليه اسلام عمل مىكردند ، افتاده بود . حال با وجود كوتاهى مدت خلافت امير المؤمنين على ( ع ) كه آن هم توأم با آن همه اغتشاشات و طوفانهاى سهمگين بود و همهء وقت را و در خاتمه بخشيدن به آنها و حل و فصلشان مىگذشت و فرصتى براى اصلاحات همه جانبه و بنياد نهادن حكومت اسلامى آنچنان كه در نظر داشت ، نمىماند و على رغم آنچه كه حكام پس از وى - بدان گونه كه گفتيم ، چهرههاى زشتى از خود بجاى گذاشته بودند - تصاويرى روشن و گويا از انعطافپذيرى اسلام ، سادگى و عدالت تشكيلاتش كه مشكلات بشرى را حل و فصل مىكند و زندگى آزاد و شرافتمندانهاى براى انسانها فراهم مىآورد ، بدست داده است . بهر حال ، سخن گفتن از زندگى على ( ع ) و سيرهء او ويژگيها و امتيازات انسانى كه از آنها برخوردار بود در يك كتاب آن هم از نويسندهاى چون من ، ساخته نيست دربارهء او صدها نويسنده و قلم بدستى كه ديدگاهها و گرايشهاى مذهبى مختلفى دارند قلمفرسايى كردهاند و گمان ندارم كه كسى از آن نويسندگان ، خود اذعان كرده باشد كه حق مطلب را ادا كرده است . دشمنان او و ستيزهجويان با اسلام تلاش ورزيدهاند تا حتى شده نكتهء ضعفى در تاريخ پربارش از لحظهء ولادتش در خانهء خدا تا شهادتش در خانهء خدا ، بيابند ولى بدين كار موفق نشدند و دست از پا درازتر به دشنامش بر منبرهاى خود پرداختند در حالى كه خود معتقد بودهاند كه اين برخوردها چيزى از مقام و بزرگيش نمىكاهد و دردى از آنها را درمان نمىكند . برخى او را به ضعف سياستش متهم كردند چون مانند معاويه و ديگر زمامداران فريب و خيانت و نيرنگ در كارش نبود و با اموال مردم و ثروت مملكت ، وجدانها را نمىخريد و طرفدار دست و پا نمىكرد . گفتيم كه على ( ع ) همواره تلاش داشت تا در همهء ارگانهاى حكومتى ، اصلاحات